
ژانر رمان: عاشقانه، اجباری، هیجانی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان انارهای نارس
آناهید با اخم رو بر می گردونه به ترنم اشاره می کنه.
خودش از کنار جمعیت عبور از بین مقبره ها گذر می کنه.
ترنم نزدیکش میشه دیونه شدی چرا آمدی؟!
آناهید دستکش های چرمش رو دست می کنه.
انتظار نداری ساکت بشینم.
ترنم اخم کرد و گفت:
تو آخه چی بهت می رسه اینطور دور برداشتی؟
آناهید پوزخندی زد و گفت:
وقتی آمدم آبرو ریزی کردم خودشون به دست و پام می افتن.
ترنم پوفی کشید.
علیرام هم داره میاد خودش رو داره با اولین پرواز می رسونه.
آناهید گیج نگاهش کرد و گفت جریان چیه؟ به اون چه ربطی داره؟
ترنم کلافه گفت:
نمیدونم وکیل حاجی امروز به سپهر گفته باید برادر هم باشه.
آناهید با عصبانیت گفت:
کار حاج خانم! تو خری سپهر بشور رو سر علی… اون هیچ غلطی نمی تونه بکنه بابای اون که نبوده.
ترنم نگران به عقب نگاه کرد.
فعلا دست نگه دار علیرام امشب میاد فردا وصیت نامه رو بخونن ببینیم چی میشه.
آناهید شال تورشو کنار داد، کی میاد؟
گوشی ترنم زنگ خورد.
– اوه سپهر باید برم!
و به طرف جمعیت برگشت.
آناهید دوباره بلند گفت نگفتی کی؟
ترنم هم بلند گفت: یازده شب.
به طرف خانه رانندگی کرد باید فکر هاش رو جمع می کرد.
تو خانه راه رفت اگه فقط به مهریه اش بسنده می کرد چیزی غیر ده سکه از اون ثروت…
برای دانلود رمان انارهای نارس ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید