
ژانر رمان: عاشقانه، جنایی، پلیسی، انتقامی
قسمتی از داستان رمان اقتباس
– بیزارم از پرونده اى که تو نقطه صفر باشه!
نادرى به نیم رخ جدى او چشم دوخت و گوشه ى لبش را خاراند.
– بچه هاى تشخیص هویت قبل از تو رسیدن، دکتر پناهى هم اینجاس. هیچ پرونده اى روى نقطه صفر ثابت نمیمونه.
بالاخره نگاهش در فضا به چرخش در آمد، پناهى را دید که به محض قطع کردن تما ِس خود به جسد نزدیک و مشغول معاینه شد .
– هویت جسد و زودتر شناسایى کنید. پرونده باید از این حالت معلق خارج بشه.
نادرى با لحنى خاص گفت:
– فکر م ی کنم نیازى نیست دنبال شناسایى هویت جسد باشیم.
سر برگرداند و موشکافانه به خباثت عیان چهره ى نادرى خیره ماند.
چیزى نگفت و منتظر ماند نادرى توضیح بدهد.
– دخترش اونجاس.
این بار تابى به گردنش داد و به مسیرى که نادرى اشاره کرد نگریست.
دختر جوانى بر تنه ى قطور یکى از درختان تکیه زده و با چشمانى از حدقه در آمده به جسد خیره مانده بود!
بدون اینکه نگاه تیز شده اش را از روى دختر بردارد با شک سایه افکنده روى تک تک کلماتش پرسید:
– دخترش از کجا با خبر شده؟ ! اصل دخترش تو این جنگل چیکار می کنه؟ !
نادرى شانه بالا انداخت.
– نمیدونم! حرف نمیزنه! فقط دائم میگه بابام نمرده!
فراز نگاه جدى و نافذش را میخ خونسردى چهره ى نادرى کرد.
– خودش خبر پیدا شدن جسد و داده؟…
برای دانلود رمان اقتباس ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید